۱. مقدمه: جایگاه استراتژیک فولاد در توسعه زیرساختها
توسعه زیرساختهای عمرانی و صنعتی، شالوده اصلی رشد اقتصادی و مهندسی در هر کشور محسوب میشود. در این میان، فولاد به عنوان متریالی با نسبت استحکام به وزن بینظیر، نقش محوری در احداث مگاپروژهها ایفا میکند. ورقهای فولادی، به ویژه ورق فولادی نورد گرم، به عنوان ماده اولیه در ساخت مقاطع مرکب، تیرورقها و اتصالات سازهای، جایگاه ویژهای در مهندسی عمران و مکانیک دارند.انتخاب گرید مناسب فولاد برای پروژههای عظیم نظیر پلهای مواصلاتی، سولههای صنعتی و تأسیسات پالایشگاهی، نیازمند ایجاد تعادل میان پارامترهایی چون مقاومت تسلیم، قابلیت جوشکاری، شکلپذیری و توجیه اقتصادی است. در این راستا، ورق ST37 به عنوان یکی از پرکاربردترین و استانداردترین مقاطع فولادی در سطح جهان و ایران شناخته میشود.
با توجه به نیاز روزافزون کشور به توسعه زیرساختها، نقش تولیدکنندگان داخلی در تأمین پایدار این متریال استراتژیک بیش از پیش نمایان میشود. مجتمع فولاد پروان طوس، واقع در ناحیه صنعتی مهولات، با تمرکز بر تولید ورقهای ساختمانی به روش نورد گرم، گامی بلند در جهت تأمین نیازهای پروژههای شرق کشور و فراتر از آن برداشته است. در این مقاله تخصصی و مهندسی، به بررسی جامع ویژگیهای متالورژیکی، مکانیکی و کاربردهای ورق ST37 در مقیاس پروژههای کلان پرداخته و ظرفیتهای مجتمع فولاد پروان طوس را تشریح خواهیم کرد.
۲. معرفی تخصصی ورق فولادی ST37 (معادل S235JR)
ورق ST37 یک فولاد ساختمانی غیرآلیاژی و کمکربن (Low Carbon Steel) است که بر اساس استاندارد قدیمی آلمان یعنی DIN 17100 نامگذاری شده است. پیشوند STSTST مخفف کلمه Stahl (فولاد در زبان آلمانی) و عدد 37 نشاندهنده حداقل استحکام کششی نهایی آن بر حسب کیلوگرم بر میلیمتر مربع (تقریباً معادل 360 MPa) میباشد.
در استانداردهای نوین بینالمللی، این فولاد معادلهای دقیقی دارد:
- استاندارد اروپا: EN 10025 − S235JR
- استاندارد آمریکا: ASTM A36
ترکیب شیمیایی
خواص مطلوب این فولاد مستقیماً از آنالیز شیمیایی دقیق آن نشأت میگیرد. کنترل عناصر مخرب نظیر گوگرد و فسفر، و تنظیم دقیق کربن و منگنز، راز موفقیت این گرید فولادی است:
- کربن (C): حداکثر 0.17%−0.20%
- منگنز (Mn): حداکثر 1.40%
- سیلیسیم (Si): مقادیر کنترل شده جهت اکسیژنزدایی
- فسفر (P) و گوگرد (S): هر کدام حداکثر 0.045% (برای جلوگیری از تردی سرد و گرم)
به دلیل درصد پایین کربن، فرمول معادل کربن (CEV) برای این فولاد همواره در محدوده ایمن قرار دارد که این امر به معنای قابلیت جوشکاری (Weldability) فوقالعاده بدون نیاز به پیشگرمایشهای پیچیده است.
خواص مکانیکی و فیزیکی
از منظر مهندسی سازه، مقادیر زیر برای طراحی با ورق ST37 ملاک عمل قرار میگیرند:
- مقاومت تسلیم (Yield Strength – FyF_yFy): حداقل 235 MPa (برای ضخامتهای کمتر از 16 mm). این پارامتر مرجع اصلی طراحی الاستیک در آییننامههای سازهای است.
- مقاومت کششی نهایی (Tensile Strength – FuF_uFu): در محدوده 360 MPa الی 510 MPa.
- مدول الاستیسیته (Young’s Modulus – EEE): تقریباً 210 GPa.
- چگالی (ρ\rhoρ): 37.85 g/cm3.
- ازدیاد طول (Elongation): بین 20% تا 26%، که نشاندهنده داکتیلیته و شکلپذیری عالی آن است و از شکست ترد سازه در هنگام زلزله یا بارهای دینامیکی جلوگیری میکند.
۳. فرآیند تولید ورق فولادی نورد گرم در مجتمعهای صنعتی
ورقهای مورد استفاده در پروژههای زیرساختی به دلیل نیاز به ضخامتهای بالا (نظیر ۱۰ تا ۵۰ میلیمتر) منحصراً از طریق فرآیند نورد گرم (Hot Rolling) تولید میشوند. این فرآیند علاوه بر ایجاد ابعاد هندسی مورد نظر، خواص متالورژیکی فولاد را نیز بهینهسازی میکند.
مراحل فرآیند نورد گرم اسلب:
- پیشگرمایش اسلب (Reheating): شمشهای تخت فولادی (اسلب) با ابعاد مشخص، وارد کورههای پیشگرم (معمولاً از نوع گامزن) شده و تا دمای بالای تبلور مجدد (حدود 1100∘C تا 1250∘C) حرارت میبینند. در این دما، ساختار کریستالی فولاد آستنیتی شده و قابلیت تغییر شکل پلاستیک بالایی پیدا میکند.
- پوستهزدایی (Descaling): به دلیل دمای بالا، لایهای از اکسید آهن روی سطح اسلب تشکیل میشود که توسط پاشش آب با فشار بسیار بالا (Water Descaling) پاکسازی میگردد تا عیوب سطحی در ورق نهایی ایجاد نشود.
- نورد خشن (Roughing Mill): اسلب با عبور از غلتکهای عظیم، طی چند پاس رفت و برگشتی، کاهش ضخامت داده و طول آن افزایش مییابد.
- نورد نهایی (Finishing Mill): تختال نازک شده وارد قفسههای نورد نهایی شده تا به ضخامت دقیق و نهایی (مثلاً 20 20 یا 40 mm) برسد.
- خنککاری کنترلشده (Cooling): سرعت خنککاری تأثیر مستقیمی بر ریزساختار (فریت-پرلیت) دارد. خنککاری مهندسیشده باعث افزایش چقرمگی و استحکام ورق ST37 میشود.
- برش و بستهبندی: ورقها توسط قیچیهای گیوتین یا سیستمهای برش پلاسما/هواگاز به ابعاد استاندارد تجاری (نظیر 1250×6000 mm) برش خورده و راهی انبار میشوند.
۴. کاربرد ورق ST37 در ساخت پلهای فلزی
پلهای فلزی به عنوان شریانهای حیاتی حملونقل، تحت بارهای شدید استاتیکی (وزن مرده) و دینامیکی (ترافیک عبوری، باد، زلزله) قرار دارند. ورق ST37 یکی از متریالهای اصلی در احداث پلهای خرپایی، پلهای کابلی و پلهای تیرورقی (Plate Girder Bridges) است.

نقش ورقهای فولادی در اجزای پل:
- تیرهای اصلی (Main Girders): در دهانههای بزرگ پل، استفاده از مقاطع نورد شده استاندارد (مثل تیرآهنهای IPE) پاسخگو نیست. مهندسان با برش و جوش دادن ورقهای فولادی ضخیم (نظیر 30 mm یا 40 mm)، تیرورقهایی با ممان اینرسی (III) بسیار بالا تولید میکنند.
- سختکنندهها (Stiffeners): برای جلوگیری از کمانش موضعی جان تیر (Web Local Buckling) تحت نیروی برشی V، ورقهای ST37 با ضخامتهای کمتر (مثل 10 mm یا 20 mm) به عنوان سختکننده عرضی و طولی جوش داده میشوند.
- صفحات اتصال (Gusset Plates & Splice Plates): انتقال نیرو در گرههای پل از طریق این صفحات صورت میگیرد. با توجه به اینکه این نواحی تحت تنشهای پیچیده (نرمال و برشی همزمان) هستند، رفتار همسانگرد (Isotropic) و جوشپذیری بدون نقص ورق ST37 اهمیت حیاتی دارد.
۵. کاربرد ورق ST37 در ساخت سولههای صنعتی
سولهها و سازههای فضاکار، بخش جداییناپذیر کارخانجات، انبارها، آشیانههای هواپیما و سالنهای ورزشی هستند. سیستم باربر اصلی در سولهها معمولاً قابهای صلب پورتال (Portal Frames) است که به دلیل تغییرات لنگر خمشی (MMM) در طول دهانه، نیازمند مقاطع با جان متغیر (Tapered Sections) هستند.
مزایای اقتصادی و اجرایی ST37 در سولهسازی:
- تولید مقاطع متغیر: سازندگان سوله با استفاده از ورقهای ابعاد استاندارد نظیر 1250×6000 ، جان و بال ستونها و رفترها (Rafters) را برش داده و با دستگاه جوش زیرپودری (SAW) مونتاژ میکنند. این روش نسبت به استفاده از پروفیلهای سنگین، وزن سازه را به شدت کاهش داده و توجیه اقتصادی دارد.
- بیسپلیتها (Base Plates): انتقال بار عظیم ستون به فونداسیون بتنی نیازمند توزیع تنش فشاری است (f=PAf ). برای این منظور، ورقهای ST37 با ضخامتهای بالا (مثلاً 35 mm تا 50 mm) به عنوان صفحه ستون به کار میروند تا از پانچ شدن یا خمش صفحه جلوگیری شود.
- مقاومت در برابر بارهای جانبی: انعطافپذیری ذاتی این گرید فولادی، انرژی ناشی از بارهای جانبی زلزله و باد را از طریق تغییر شکل پلاستیک (Plastic Hinge Formation) مستهلک میکند.
۶. کاربرد در سازههای فلزی بزرگ، تجهیزات و صنایع انرژی
پروژههای مگاسایز فراتر از ساختمانهای مسکونی و تجاری هستند. در صنایع زیربنایی، حجم عظیمی از ورق فولادی نورد گرم مصرف میشود.
صنایع نفت، گاز و پتروشیمی
اگرچه برای مخازن تحت فشار بالا از فولادهای آلیاژی خاص (نظیر A516) استفاده میشود، اما ورق ST37 کاربرد وسیعی در بخشهای جانبی این صنایع دارد:
- ساخت مخازن ذخیره اتمسفریک (غیر تحت فشار) برای ذخیرهسازی آب، سوخت و مواد شیمیایی غیرخورنده.
- پایپرکها (Pipe Racks) که ساختارهای غولپیکری برای هدایت لولههای پالایشگاهی هستند.
- پلتفرمها، راهروهای دسترسی صنعتی (Walkways) و پایههای پشتیبان تجهیزات دوار.
ماشینآلات صنعتی و تجهیزات سنگین
در ساخت بدنه ماشینآلات معدنی، شاسی جرثقیلهای سقفی و دروازهای (Gantry Cranes)، و فریم استراکچرهای سنگین، ورق ST37 به دلیل مقاومت بالا در برابر خستگی جوش و قابلیت ماشینکاری عالی، متریال انتخابی طراحان مکانیک است.
۷. تحلیل مهندسی ضخامتهای ورق (۱۰ تا ۵۰ میلیمتر)
در طراحی سازه، ضخامت ورق (t) نقش تعیینکنندهای در ظرفیت باربری مقطع دارد. تولیدات در بازه ۱۰ تا ۵۰ میلیمتر، طیف وسیعی از نیازهای مهندسی را پوشش میدهد.
- ضخامتهای ۱۰ تا ۲۰ میلیمتر: بیشتر برای جان تیرورقها (Webs)، سختکنندهها، ورقهای اتصال کوچک و سازههای سبک کاربرد دارد. ضخامت 20 mm یک استاندارد طلایی در ساخت بال تیرهای سوله با دهانههای متوسط است.
- ضخامتهای ۳۰، ۳۵ و ۴۰ میلیمتر: این بازه که جزو ضخامتهای پرکاربرد (Heavy Plates) است، برای بال تیرهای اصلی در پلها، ستونهای باکس در برجهای مرتفع، و اتصالات صلب گیردار استفاده میشود. لنگر پلاستیک یک مقطع مستطیلی با ضخامت متناسب است با مجذور ضخامت (Z=4b⋅t2)، لذا افزایش ضخامت به mm40 ، ظرفیت خمشی را به شدت ارتقا میدهد.
- ضخامتهای نزدیک به ۵۰ میلیمتر: در بیسپلیتهای پای ستونهای صنعتی سنگین، تکیهگاههای پل و فلنجهای قطور ماشینآلات استفاده میشود تا تغییر شکلهای موضعی به حداقل برسد.
۸. مزیت فنی و اقتصادی ابعاد استاندارد ورق فولادی ST37
مجتمعهای فولادی پیشرفته، ورقها را در ابعاد استاندارد نظیر 1250×6000 mm و 1250×12000 mm تولید و عرضه میکنند. انتخاب این ابعاد تصادفی نیست و مزایای زیر را در پی دارد:
- کاهش چشمگیر پرت متریال (Scrap Reduction): نرمافزارهای چیدمان برش (Nesting Software) روی ورقهایی با طول ۶ یا ۱۲ متر، بالاترین راندمان را دارند.
- حذف وصلههای جوشی اضافی: در ساخت تیرورقهای بلند (مثلاً یک دهانه ۱۲ متری در سوله)، استفاده از یک ورق یکپارچه 1250×12000 mm نیاز به ایجاد درز جوش نفوذی (CJP) در وسط دهانه را از بین میبرد. این امر باعث کاهش هزینه تستهای غیرمخرب (NDT) و افزایش ضریب اطمینان سازه در برابر پدیده خستگی (Fatigue) میشود.
- بهینهسازی لجستیک: ابعاد مذکور کاملاً با استانداردهای تریلرهای کفی و ناوگان حملونقل جادهای تطابق دارند که فرآیند بارگیری و تخلیه را ایمن و اقتصادی میکند.
۹. جایگاه و نقش مجتمع فولاد پروان طوس در تأمین نیازهای زیرساختی
با درک اهمیت استراتژیک ورقهای فولادی ST37 نورد گرم در توسعه کشور، ایجاد ظرفیتهای جدید تولیدی در مناطق مستعد ضروری است. مجتمع فولاد پروان طوس، پروژهای کلان در این حوزه است که با هدف رفع نیاز بازار داخلی و ایجاد ارزش افزوده تأسیس شده است.
مشخصات و ظرفیتهای مجتمع
- موقعیت جغرافیایی: این مجتمع در ناحیه صنعتی مهولات احداث شده است. استقرار در شرق کشور، مزیت لجستیکی بینظیری برای تأمین نیاز پروژههای عمرانی استانهای خراسان رضوی، شمالی و جنوبی، و همچنین پتانسیل بالای صادرات به بازارهای همسایه شرقی (نظیر افغانستان و کشورهای آسیای میانه) فراهم میآورد و هزینههای گزاف حملونقل از کارخانجات مرکز و جنوب غرب کشور را حذف میکند.
- فرآیند تولید و محصولات: محوریت تولید این کارخانه، نورد گرم اسلب جهت تولید ورقهای ساختمانی با کیفیت بالاست. توانایی تولید ورق در محدوده ضخامتی ۱۰ تا ۵۰ میلیمتر (با تمرکز بر ضخامتهای استراتژیک ۲۰، ۳۰، ۳۵ و ۴۰ میلیمتر) در ابعاد استاندارد 1250×6000 و ۱۲ متری، سبد محصول کاملی را در اختیار پیمانکاران قرار میدهد.
- زمانبندی و ظرفیت: عملیات احداث این مجتمع عظیم از تاریخ ۱۸ شهریور ۱۴۰۱ آغاز گردید. با برنامهریزیهای دقیق مهندسی جهت بهرهبرداری در مهر ۱۴۰۴، این مجتمع توانایی تولید سالانه حدود ۱۵۰ هزار تن ورق فولادی را دارد که گامی بزرگ در خودکفایی منطقهای و اشتغالزایی صنعتی به شمار میآید (با توجه به تاریخ فعلی یعنی اواخر فروردین ۱۴۰۵، این مجتمع اکنون در فاز عملیاتی خود در حال تزریق محصولات به بازار است).
حضور مجتمع فولاد پروان طوس در زنجیره تأمین فولاد کشور، اطمینان خاطری برای طراحان سازه و شرکتهای پیمانکاری است تا بدون دغدغه تأخیر در تأمین مصالح، مگاپروژههای زیرساختی را پیش ببرند.
۱۰. جمعبندی و نتیجهگیری
ورق فولادی ST37 (نورد گرم) ستون فقرات توسعه زیرساختهای مدرن است. تعادل مهندسیشده میان مقاومت تسلیم (235 235 MPa)، داکتیلیته بالا، جوشپذیری عالی و توجیه اقتصادی، آن را به گزینهای بیرقیب برای احداث پلهای فلزی مقاوم، سولههای صنعتی با دهانههای وسیع، و استراکچرهای عظیم صنایع نفت و گاز تبدیل کرده است.
انتخاب دقیق ضخامتها (از ۱۰ تا ۵۰ میلیمتر) و بهرهگیری از ابعاد استاندارد عریض و طویل، راندمان طراحی و ساخت را در کارخانجات اسکلت فلزی به حداکثر میرساند. در این مسیر توسعه، نقش مجتمعهای تولیدی نظیر مجتمع فولاد پروان طوس در ناحیه صنعتی مهولات، با ظرفیت ۱۵۰ هزار تنی خود، فراتر از یک تولیدکننده صرف است؛ این مجتمع با موقعیت استراتژیک و تکنولوژی نورد گرم، بازوی قدرتمند مهندسی زیرساخت در شرق کشور و موتور محرک پروژههای عمرانی ملی محسوب میشود.
تکیه بر تولیدات استاندارد داخلی، علاوه بر تضمین کیفیت مصالح (منطبق با ASTM A36 و EN 10025)، سرعت اجرای پروژهها را افزایش داده و پایداری سازههای کلان را برای دهههای متمادی تضمین مینماید.